تبليغاتX

***

* در قلمرو عشق -
و توکل عل الله وكفي بالله وكيلا (احزاب آيه 3 )

در قلمرو عشق

دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشين باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشيد
قرعه کار به نام من ديوانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

شکر ايزد که ميان من و او صلح افتاد
صوفيان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

آتش آن نيست که از شعله او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

در قلمرو عشق

يا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ۩۞۩.•* *•. رهگذر .•* *•.۩۞۩  |